« خیالات | صفحهی نخست | و اما پاييز »
پوستاندازی من همیشه پاییزهاست. میترسم بلد نباشم وقتی همیشه بهار شد دیگر زنده بمانم. ما برای پاییز درست شدهایم.
باور کن. باور کن یک روز این پاییزها را برای هم تعریف خواهیم کرد. این روزها را با انگشت به هم نشان خواهیم داد و آه خواهیم کشید. زندگی همهاش یک آه است؛ کوتاه و عمیق.
میشود حرفهامان را بگذاریم برای بعد؟ خیلی وقت است نگاه نکردهام. درست و حسابی خیره نشده ام. این پاییز، که رمضان هم برایش روزهی پیشوازی گرفته است، میخواهم نگاه کنم. خسته شدم از حرف. بگذار فقط نگاه کنم و آه بکشم. زندگی همهاش یک آه است؛ کوتاه و عمیق.
کاش توی بیقراری من بودی. حیف که نمیتوانم برات بگویم. گفتنی نیست.
سالار کاشانی 17 شهریور 1387 9:47 قֽظֽ
نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/138