« پرسپولیس | صفحهی نخست | چرا من پرخاش میکنم؟ »
تا کی میخواهد کش بیاید این سالهای پاییز؟ فکر میکنم دیگر حرف سال و ماه نیست. روزگاری است که از آن رد میشویم، عمری است که میگذرد.
این بیحسی تلخ، بیتفاوتی خوابآور همینطور ادامه دارد. یقهمان را چسبیده است و تا تماممان نکند دست بر نمیدارد که نمیدارد.
مدتی است دارم فکر میکنم هیچ چیز جز رفتن، رفتن و نبودن، هیچجا نبودن و نماندن آرامم نمیکند.
مدتی است دارم به پوسیدگی فکر میکنم. پشت این میز، روی آن تختخواب یا توی خیابانهای این شهر لعنتی.
.
ماییم و رؤیاهایمان. من توی این لجنزار هم، تعفن آدمهایی که هیچ رویایی ندارند از دور حس میکنم. بی رؤیا، یقین کنید توی این روزگار، زودتر خواهیم پوسید.
سالار کاشانی 2 خرداد 1387 9:46 بֽظֽ
نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/108
نوشتهی
what?
نوشتهی شعبون استخونی
شهردار کاشان یکی از اعضای اصلی شبکه گلد کوئست در تحریرات یومیه شعبون استخونی
نوشتهی علیافشاری
سالار تو که اینقدر ناامید نبودی چی شده؟