« مدیری و توهم توطئه علیه روشنفکران | صفحهی نخست | از روزگار رفته »

دارد همهچیز یادم میرود. مثل این است که سالها توی راه باشم. سالها نشسته باشم توی این اتوبوسی که سالهاست یواش یواش دارد میرود. مثل اینکه این جاده ته نداشته باشد. و هی هر چه یواش یواش میروم، تندتند یادم میرود. میترسم یک روز صبح که از خواب پا میشوم، اسمت را هم فراموش کرده باشم و فکر کنم که سالهاست تنها بودهام؛ غریبی کنم با همه چیز و انگار سالهاست حوصلهی آشنایی ِ تازه ندارم.
تار است. هر چه پیشتر میروی تارتر میشود و با بیناییسنجی کاری از پیش نمیرود. فقط هرچه کلیدِ بازگشتِ حافظهام را میزنم، شکلها و صداها و حسها شفافتر میشوند. از کودکی هر چه مانده است بیخش، مثل آینه میماند؛ بقیهاش را دارد یادم میرود.
این روزها نه غصهها و دلتنگیهای عجیبم که آهنگهای شهرام شبپره، آهنگهای قدیمی شهرام شبپره، بیاختیار اشکم را سرازیر میکند. چون همهشان را از برم. چیزی که دست نخورده است؛ مثل آینه، بیخش سالهاست در حافظهام مانده، از کودکی مانده. و هی که تو بگویی «آخه واسه چی گریه میکنی» هیچ چیز یادم نمیآید. میترسم. میترسم این جاده که انگار سالهاست تمام نمیشود، برسد به همان خاطرههای شفاف؛ و دیگر تو نباشی، اسمت را یادم نیاید و فقط شهرام شبپره بخواند:
یار بیوفایی به خاک نشونده بودم/ دو سه سالی دنبالش کشونده بودم/ بس که دورنگی دیدم/ دستشو خونده بودم/ هی تنمو میلرزوند/ منم دلشو سوزوندم/ دوست دارم گفتمو پرسیدم ازش گف اره/ دوست دارم گفت و ازم پرسید گفتم اره/ ازش دروغ شنفتم/ بهش دروغ میگفتم/ هر چی میگف میگفتم/ میگفتش هر چی گفتم/زرنگ و ناقلا بود/ رند و کلک و بلا بود/ خوشگلِ خوشگلا بود/ افسوس بیوفا بود/ دوستدارم گفتم و پرسیدم ازش...
و من مدام گریه کنم و یادم نیاید چرا هی اشکهام تند تند سرازیر میشوند.
میترسم. خیلی میترسم نسرین.
سالار کاشانی 13 اردیبهشت 1387 1:12 قֽظֽ
نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/101
نوشتهی hoda
سلام
ممنون از لطفتون . ان شاالله که به زودی قسمت شما و نسرین خانم بشه که این سفر ازون چیزهای به یاد ماندنیست و فراموش نمی شه :)
روانکاوا میگن وقتی یه نفر خیلی خیلی عزیز باشه همیشه این ترس فرد رو دنبال می کنه که نکنه از دستش بدم یا فراموشش کنم یه اسمی هم داره نمی دونم ... ترس جداشدگی ..یه همچین چیزایی خلاصه که این ترس فقط نشان دهنده ی اینه که ( به خصوص جمله ی آخر ) یه نفر خیلی عزیزه و اتفاقا اصلا هم امکان نداره هیچ چیش فراموش بشه :)
اینا رو گفتم که دل هایی شاد بشه اینجا :))
نوشتهی معین
13 اردیبهشت 1387 3:32 بֽظֽنوشتهی معین
13 اردیبهشت 1387 3:32 بֽظֽنوشتهی سيد مسعود صدرالائمه
بسم رب الشهدا و المفقودين
وب سايت حضرت آيت الله العظمی آقا سيد علی خامنه ای حفظهم الله رهبر و پيشوای مسلمانان و بالاخص شيعيان جهان به مدد آقا بقية الله الاعظم (عج) با کمک سربازان گمنام حضزتش در نظر دارد در راستای تحقق اصل 44 و 90 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران مجمع جهانی وبلاگ نويسان اهل البيت (ع) را در تاريخ 14 لغايت 20 خردادماه 1387 در سالن همايشهای بين المللی کنفرانس سران اسلامی برگزار نمايد لذا از کليه برادران و خواهران ايمانی که در اين ميدان مقدس قلم فرسايی می نمايند تقاضا می گردد برای اعلام آمادگی خود با شماره تلفنهای 02166312121 الی 6 همه روزه بجز روزهای تعطيل در ساعات اداری تماس حاصل فرمايند
لمن الله توفيق
حاج دکتر سيد مسعود صدرالائمه محسنی اژه ای
دبير همايش
نوشتهی zansan
مخاطبت معلوم نیست کیه.خودتی؟نسریته؟منم؟
این موضوع تحمل خوندنت رو ازم می گیره.