« کاری که نهاد کرد | صفحهی نخست | انگار که سال هاست »

اثر میترا مشیری ـ ایران کارتون
چیزی که ترغیبم میکند به سیاه کردن این سطرها، یادداشتی است که امروز در روزنامهی کارگزاران دیدم با عنوانِ مهران مدیری و روشنفکران.
این یادداشت با رویکردی مارکسیستی و نئومارکسیستی میخواهد بگوید، کار مهران مدیری و امثال او در تلویزیون، نهایتن منجر به بازتولید ایدئولوژی نظام سیاسی حاکم میشود. میخواهد بگوید، روشنفکران خیال میکنند مدیری در جبههی آنهاست، اما به زعم نویسندهی کارگزاران دقیقن بر عکس است و سازمان دارد به نحو زیرکانهای از مدیری برای تحکیم پایگاه اجتماعی نظام و تضعیف گروههای حاشیهایِ روشنفکران استفاده میکند. او معتقد است، بر فرض محال هم که مدیری آدمی باشد مخالف وضع موجود، ساختار حاکم بر سازمان صدا و سیما و سیاستهای آن نمیگذارند کسی کوچکترین حرکتی از خودش نشان دهد.
نویسندهی کارگزاران اعتقاد دارد باید توطئهای در کار باشد. او نوشتهاست: «کاری که مدیری در صدا و سیما میکند جز پیروی از سیاستهای کلی این سازمان نیست، و میتوان گفت تمام برنامههای تلویزیون (به استثنای نود) در این راه گام برمیدارند. تلویزیون، رسانهای برای تولید ایدئولوژی است، و ایدئولوژی چیزی نیست جز همین تعریف رابطه خیالی مردم با زندگی واقعیشان».
اولش شدیدن تاکید میکنم که نمیخواهم از مدیری دفاع کنم.
من قبلن دربارهی جایگاه حاشیهایِ جمعی در ایران، که فکر میکنم مورد توجه نویسندهي این یادداشتهم باشد، نوشتهام و گفتهام.
این همه غوغا که بعد از پخش سریال نوروزی مهران مدیری، برپا شد، فقط و فقط به خاطر پخش دو قسمت این سریال راجع به یک محفل ادبی و روشنفکری بود. و الا تا قسمت قبلی که مربوط به نیروی انتظامی میشد، همه مدیری را دوست داشتند و روی سرشان میگذاشتند. این قسمتها روشنفکران را رنجاند. همانطور که پیش از آن، ادارهی ثبت احول شیراز و پزشکان و پلیس را رنجانده بود. مرگ خوب است، اما وقتی که نصیب همسایه شود. آیا چیزی مشابه این تصویر طنزآمیز، در جامعهی ادبی و هنری و روشنفکری ایران به وفور پیدا میشود یا نه؟
مسئلهی مهم دیگری که وجود دارد این تاکید و اصرار نویسنده بر سیاستهای سازمان است که میخواهد روشنفکران را ذلیل کند تا پایههای نظام مستحکمتر شوند!
من نزدیک یک سال است، با ادارهای در ارتباط هستم که قرار است برای سازمان طرح و برنامهریزی کند. اصلن چنین چیزی خندهدار است به نظرم در سازمان. شما فکر میکنید این سازمان بیدر و پیکر با این مدیران پخمه که سرشان با تهشان عمومن بازی میکند، نشستهاند فکر کردهاند که بیاییم به مردم بگوییم روشنفکران بدند؟ و نشستهاند برای این برنامهریزی کردهاند؟ اصلن مگر من و شمایی که خودمان را مدعی روشنفکری در این مملکت میدانیم، مزاحم چه چیزی و چه کسی هستیم؟ یا اصلن چقدر مورد توجه مردمیم که بخواهند خرابمان کنند؟ بگذریم...
سازمان چند نهاد نظارتکننده و ارزیابیکننده از تولیدات رادیویی و تلویزیونیاش دارد که مهمترینش مرکز نظارت و ارزیابی است. اینها سالهاست که برنامهها را میبینند و میشنوند و اشکالاتش را مینویسند و برای برنامهسازها ارسال میکنند و برنامهسازها هم سالهاست که دارند کار خودشان را میکنند. این مرکز هم مثل مرکز طرح و برنامهریزی، در عمل یک نهاد تزیینی است. جالب است بدانید که اشکالاتی هم که توسط مراکز نظارتی گرفته میشود بر اساس هیچ برنامهی مدون یا «سیاستهای کلی» که گفتهاند نیست. کاش بود.
در سازمان، حرف اول و آخر را برنامهسازها میزنند و با این وضعی که من دیدهام، استفاده از حماقت زایدالوصف بیشتر مدیران برای این برنامهسازان، کار خیلی سادهای است. وگرنه هیچ طرح و توطئه و نقشهی از پیش تعیین شده ای برای انجام یک کار سازمان یافته آنگونه که میگویند وجود ندارد. این بیبرنامگی و بیقصدی همچنین شامل جنسگرایی در برنامههای کودک میشود که در وبلاگ «نقد» بهش اشاره شده.
سالار کاشانی 9 اردیبهشت 1387 11:59 قֽظֽ
نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/100
نوشتهی seyyed
خیلی خوب نوشته ای. اکثرا روشنفکران در این توهم به سر می برند که خیلی مهم اند و همه در تلاش برای نابودی آنهایندغافل از آن که ...
درباره سوالت در کامنت که پرسیده ای حالا باید چه کار کرد؟ به نظر من اول باید سوال ایجاد شود تا جوابش به نتیجه برسد. وقتی این دغدغه و سوال در میان همه عوام و اکثر نخبگان ما وجود ندارد تلاشی برای رفع آن نیز شکل نخواهد گرفت! اما اگر از من بپرسند معتقدم باید به هر صورت روابط و شخصیت و منش دموکراتیک را آموزش داد آن هم از کودکی و قبل از شکل گیری شخصیت و درونی کردن هنجارها و ارزشها و بعد هم بسیاری کارهای دیگر که گفتن من سودی ندارد!