« خواب | صفحه‌ی نخست | کاری که نهاد کرد »

2 اردیبهشت 1387

کباب کوبیده و مدرنیته


 


امشب خسته و کوفته که از سر کار آمدیم، گفتیم برویم کبابی محله‌مان چند تا سیخ کوبیده بگیریم با نان سنگک و پیاز و دوغ ببریم خانه و بزنیم به بدن.


آقای کبابی که پیرمردی است لاغر اندام و  استادکار  مشغول باد زدن سیخ‌های کباب بود. به نسرین می‌گفتم چهل پنجاه سال پیش توی همین محل ما (که محله‌ای است قدیمی) کباب کوبیده را به همین شکل آماده می‌کرده‌اند و می‌پخته‌اند و می‌خورده‌اند. حالا هم همین‌طوری است.


شاید کسی دیگر به فکرش هم نرسد در گوشه‌ای از این فرمول فرهنگی کباب خوردن می‌شود تازگی‌ای به کار گرفت و تغییری داد. موضوع اصلی، باور به این «امکان» است. این‌که ایستایی آن‌چه که هست می‌تواند به پویایی رنگ‌وارنگ امکان‌های بودن تبدیل شود.


چنین است اوضاع ما در جای‌جای پندارها و رفتارهای فرهنگی‌مان. غذا پختن و غذا خوردن شاید دم دست‌ترین وجهی باشد که می‌شود بهش اشاره کرد؛ که غیر آن می‌توانیم فکر کنیم به مهمانی رفتنمان، ازدواج کردنمان، کار کردنمان، موسیقی‌مان، عزاداری‌مان و از این دست بسیار پدیده‌های قابل ذکر دیگر. کثرت محتوایی این پدیده‌ها به یک مسیر فکری واحد راه می‌برد و وحدت‌های صوری‌‌شان را برملا می‌کند.


 


شاید مدرنیته خیلی هم شاخ و دم نداشته باشد. شاید فراتر از بحث‌های نظری و فلسفی و تاریخی و تکاملی، آن‌گاه که پیرمرد کبابی محله‌ی مابا خودش فکر کند که می‌شود در دستور موجود درست کردن کباب کوبیده تغییری داد و به چرایی هر بخش آن فکر کرد و به راه‌های جدید اندیشید، مدرنیته در او، در درون او اتفاق افتاده باشد.


 

سالار کاشانی 2 اردیبهشت 1387 11:25 قֽظֽ

دنبالک

نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/95

نظرات

ارسال نظر