« شکوه از لباس‌های تنگ (2) | صفحه‌ی نخست | »

14 آذر 1386

مهندس‌های جامعه‌شناس


در طول دوره‌ی لیسانس، یکی از چیزهایی که آزارم می‌داد جدل‌های عقیدتی بچه‌ها ضمن بحث راجع به نظریه‌های جامعه‌شناسی بود که عمدتن برای دفاع از حقانیت اسلام انجام می‌گرفت. وارد دوره‌ی فوق لیسانس که شدم، با توجه به ترکیب اعضای کلاسمان دیگرجدل‌های اسلامی ندیدم اما جدل‌های ایدئولوژیک چرا.


حالا چیزی که این‌جا آزارم می‌دهد، غیرتی‌شدن‌‌ها و خط و نشان کشیدن‌ها برای اثبات حقانیت مارکس است. مسئله نه اصلن دعوای چپ و راست است نه خود مارکسیسم. اعصاب خوردکنی قضیه این‌جاست که عده‌ای توی دانشکده‌ی علوم اجتماعی علامه پیدا شده‌اند که می‌آیند سر کلاس‌ها و هر جا و موقع که بحثی می‌شود درباره‌ی ایده‌ای که با یک برداشت مارکسیستی ارتدوکس تباین یا حتا تفاوت دارد صدایشان را بلند می‌کنند.


ویژگی‌های این‌ها خیلی جالب است. و بارزترین خصوصیت همه‌شان این‌که در دوره‌ی لیسانس دانشجوی رشته‌های فنی ـ مهندسی بوده‌اند. اکثرن نگاه مکانیکی دارند و واقعیت جز در فرمول‌ها برایشان قابل پذیرش نیست. اصولن از نسبی‌‌اندیشی گریزان‌اند و دنبال جواب‌های قطعی و یقینی می‌گردند.


دانشجوهایی که در رشته‌های علوم انسانی تربیت شده‌اند، کم‌تر گرایش‌های جزم‌گرایانه پیدا می‌کنند. کم‌تر دنبال فرمول‌بندی ساده‌ی واقعیت‌اند و کم‌تر همه‌ی حقیقت را در یک ایده و نظریه‌ی واحد جستجو می‌کنند. البته همیشه هم این‌طور نیست.


کلن بچه‌های فنی ـ مهندسی و حتا بچه‌های علوم پزشکی، بخش نرم‌افزاری جامعه را بد می‌فهمند چون فاقد قاعده‌ها و قانون‌های کم‌وبیش همیشگی و محکم بخش سخت‌افزاری است.


جدای از این‌ها جالب است که این‌ها مصداق روشن ویژگی ایرانی شخص‌پرستی‌اند. موضع‌گیری‌هاشان گاهی طوری است که آدم مطمئن می‌شود که نه تنها نمی‌شود بهشان چپ گفت، بلکه بیشتر مارکس‌پرست هم هستند تا مارکسیست. معتقد به یک‌جور ذات جاودانه حقیقی در اندیشه‌ی شخص مارکس‌اند که باعث می‌شود حتا مارکسیست‌های جدید را هم به حساب نیاورند.


روش‌های جدلشان شباهت زیادی به ایدئولوگ‌های اسلامی دارد. ضمن بحث، در صورت نیاز هیچ ابایی از لجن‌مال کردن شخصیت صاحب ایده‌ی مخالف و انتساب انواع انگ‌های محافظه‌کار، جیره‌خوار، مرفه، لیبرال و نئولیبرال به او ندارند.


ذهن این رفقا، ذهن ریاضی‌وار و طبقه‌بندی شده است. آن‌ها هم همه‌ی واقعیت را در یک طبقه‌بندی ساده می‌بینند و هم همه‌ی آدم‌های اطرافشان را در طبقات ذهنی خودشان درک می‌کنند.


در هر حال باید بگویم این‌ها با وجود تعداد کمشان شده‌اند آینه‌ی دق من.


 

سالار کاشانی 14 آذر 1386 1:01 بֽظֽ

دنبالک

نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/35

نظرات

نوشته‌ی نسرین

از کجا معلوم؟! شاید دست آخر بشود با همین مهندس های جامعه شناس تیر و تخته های فرهنگ را به هم چسباند فرهنگ جامعه را اساسا مهندسی کرد!

14 آذر 1386 3:45 بֽظֽ

نوشته‌ی seyyed

حالا می خواهی این چپ های تازه سربرآورده را بکوبی چرا به آدم هایی که دینی هستند گیر می دی؟

15 آذر 1386 6:55 بֽظֽ

نوشته‌ی هاوژين

اتفاقا خاكميت گفتمان چپ انهم به اين شكلش بين بچه هاي علامه براي من هميشه جاي سوال بوده و به نظرم يه بررسي جامعه شناختي لازم داره

19 آذر 1386 2:05 بֽظֽ

نوشته‌ی از زندگی

سلام
جالبه که اتفاقاً امروز با دکتر توفیق و دکتر عبداللهی دقیقاً صحبت همین دیدگاههای تعصب امیز بچه های ارشد علامه را داشتیم. از دگم بودن برخی خیلی تعجب می کردند. انتظار بر این است که جامعه شناس دید باز و علمی و عاری از تعصب داشته باشد! مثل این که فراموش می شود که هر کس اعتقادات خود را دارد اما در حیطه ی علم باید بدون تعصب برخورد کرد. نکته ی خوبی را اشاره کردید.

10 دی 1386 8:36 بֽظֽ

نوشته‌ی هاوژين

سلاام حالت خوب است

31 خرداد 1387 7:22 بֽظֽ

نوشته‌ی هاوژين

سلاام حالت خوب است

31 خرداد 1387 7:22 بֽظֽ

نوشته‌ی هاوژين

سلاام حالت خوب است

31 خرداد 1387 7:22 بֽظֽ

ارسال نظر