« زیمل جذاب! | صفحه‌ی نخست | شکوه از لباس‌های تنگ! »

23 آبان 1386

برای قیصر



تمام این برهوت را تویی که آب می‌دهی
با آب‌پاش پلاستیکی کهنه‌ات
و باور داری
باور داری
از خدا به بعد
دیگر باران نمی‌آید.
ای کاش تنهایی
جز بوق‌های پاره‌پوره‌ی این قطار
که هر روز صلات ظهر
می‌پیچد به گلوی این برهوت و سرفه‌کنان می‌رود
حرفی داشت.









از این همه سطرهای خالی
آه که می‌کشی طوفان می‌شود
و مگر این کویر
جز چشم‌های تو
از کجا آب می‌خورد؟

سالار کاشانی 23 آبان 1386 10:05 قֽظֽ

دنبالک

نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/21

نظرات

نوشته‌ی seyyed

آقا ممنون از پیگیری ها .
باید در جلسه ای حضوری مسائل را پیگیری کنیم. البته شیرینی هم بخوریم!!!

23 آبان 1386 11:37 قֽظֽ

نوشته‌ی رابط

موافقم با كار برروي زيمل

23 آبان 1386 4:16 بֽظֽ

نوشته‌ی علي

با كار روي زيمل موافقم در ضمن ديگه تنها نيستيد

23 آبان 1386 4:19 بֽظֽ

نوشته‌ی رابط

اگر موافق باشيد كار را با نظر زميل درباره تحول فرهنگ شروع كنيم
گئورگ زيمل در مقاله تضاد فرهنگ مدرن تحول فرهنگ را خلق اشكال جديدي كه با انرژي هاي زمان حال متناسب باشد مي داند و اينكار تضادي را بجاي تضادي ديگر مي نشاند و كار در بخش معنوي فرهنگ يعني شناسايي اين تضاد و مطالعه درباره مقولات مرتبط بالا و خصوصا درباره خرده فرهنگ ها كه منشا رفتار ها است.و ايجاد تحول يعني تغيير اشكال همه اجزاي فرهنگ نه صحبت از تغيير اشكال و به نظر من به وجود اوردن اشكال جديد يعني كار فرهنگي نه مقاله نويسي و يا كتاب نويسي

23 آبان 1386 4:27 بֽظֽ

نوشته‌ی

زیمل ؟ این شعرع رو فک کنم واسه قیصر گفته باشی !
زیمل ؟؟
تو هم با این رفقای آدم شناست !

24 آبان 1386 4:21 بֽظֽ

نوشته‌ی هلیا

... دلم برای خدا می گیرد،
که چه تنها ماند با رفتن او...
دلم برای خودم،
برای آدم ها می گیرد...
که حقیقت سفید را سیاه سیاه ترجمه می کنم، ترجمه می کنند!

حقیقتا چه زود دیر می شود!

24 آبان 1386 4:34 بֽظֽ

ارسال نظر