« شکوه از لباس‌های تنگ! | صفحه‌ی نخست | مهندس‌های جامعه‌شناس »

30 آبان 1386

شکوه از لباس‌های تنگ (2)

صورت‌های اجتماعی مورد نظر زیمل، همواره در همهه‌ی عرصه‌های زندگی اجتماعی وجود دارد. اجتماعی‌شدن و به عبارتی متمدن‌شدن انسان‌ها بسته به آموختن و درونی‌کردن صورت‌های فرهنگی است. این‌جا باز مشخصن با دیدگاه دوگانه‌گرای زیمل مواجهیم؛ دیدگاهی که همیشه و در همه‌ی بحث‌های متنوعش وجود دارد و می‌توان آن را ویژگی تحلیل زیملی دانست.



در جوامع پیشامدرن صورت فرهنگی غالب تنها شکل ممکن رفتار اجتماعی تلقی می‌شود. در این جامعه نیروهای حیاتی فاقد تحولات سریع و عمیق هستند و بنابراین تضاد مورد نظر زیمل جز در مورد جوامع پساسنتی کمترمصداق می‌یابند.
این تضاد در حوزه‌های مختلف زندگی اجتماعی ایران معاصر به شدت قابل مشاهده بوده و هست. برای مثال به صورت‌های اجتماعی مربوط به ازدواج در بخش‌های مختلف ایران دقت کنید. منظورم از صورت‌های مربوط به ازدواج، کلیه‌ی مراسم، مناسک، هنجارها و به طور کلی راهنماهای رفتاری‌ای است که در خصوص ازدواج در ایران وجود دارد.
به‌دون شک صورت‌های همسرگزینی و انعقاد زناشویی در لحظه‌ی شکل‌گیری بر حسب کارکردهای مشخصی ایجاد شده‌اند. به عبارتی آن‌ها در زمان شکل‌گیری دارای پیوندهای کارکردی با نیروهای حیاتی بوده‌اند اما به مرور زمان عینی شده‌اند و نسبت‌های کارکردی خود را با زندگی از دست داده‌اند. در این حالت کلیه‌ی صورت‌های مورد نظر، خودشان به عنوان غایت به عمل درآمده‌اند و به اصطلاح «عینی» شده‌اند.
در اجتماعی که همه یکسان می‌اندیشند و اعضایش یک کل یک‌دست را تشکیل می‌دهند، اصولن وجود یک صورت عام که موجب تجلی نیروها و نیازهای حیاتی باشد کارکردی، ضروری و مطلوب است. در این شرایط سرعت تغییر صورت‌ها با سرعت تغییر نیورهای زندگی هماهنگ یعنی هر دو کند است. اما در جامعه‌ای که نیروهای حیاتی مدام در حال تغییر و سیالیت‌اند، طبعن قدرت انعطاف و در نتیجه سرعت تغییر صورت‌ها به پای قدرت و سرعت زندگی نخواهد رسید. (و تضاد بین فرهنگ ذهنی و عینی هم پیش خواهد آمد).
بخش عمده‌ی تضادی که اقشار جدید در ایران با صورت‌های عمومی ساخت جامعه‌‌ی ایران پیدا کرده‌اند با استفاده از چهارچوب تحلیلی زیملی هم قابل تبیین است. منظورم از اقشار جدید تحصیل‌کرده‌ها، نوگراها و کلیه‌ی گروه‌هایی است که تحت تاثیر آموزه‌های مدرن، در صدد اعمال گونه‌ای بازاندیشی در زندگی روزمره‌شان هستند.
این جریانی است که شخصن هر روز دارم تجربه می‌کنم. اصلن جریان ازدواج ما یک مصداق ناب بود برای این تئوری.

سالار کاشانی 30 آبان 1386 11:54 قֽظֽ

دنبالک

نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/25

نظرات

نوشته‌ی سیّد حمید میرهادی

سلام آقای کاشانی
وبلاگ خوبی دارید ،
هر چند وقت یکبار سر می زنم و از مطالب استفاده می کنم .
مرسی از نظرتان برای وبلاگ "روز هشتم " .
تبریک ویژۀ ازدواجتان (هر چند شاید کمی دیر شده باشد)، برایتان آرزوی سلامتی و سعادت دارم .
در دو مطلب اخیر (شکوه از لباس های تنگ ) ، باب بحث زیبا ، عمیق و جالبی از زیمل را گشوده اید که به نظرم جای تأمّل و مداقۀ فراوان دارد .
این بحث برای من تداعی کنندۀ مقاله ای بود که در اسفند 85 تحت عنوان " فرد ،فرهنگ ، جامعه " به نگارش درآورده بودم و در آن تحلیلی کرده بودم بر پایۀ نقش و کارکرد " صورت های فرهنگی " در رویداد " بلوغ اجتماعی " و پیدایش قلمروهای کلان " رفتار اجتماعی " .
این مقاله تیرماه در وبلاگ " روز هشتم " و سایت " بانک مقالات فارسی " منتشر شد .
لینک مقاله را برایتان می گذارم .
http://rooz-e-hashtom.blogfa.ir/post-35.aspx
خوشحال می شوم از نظراتتون در این ارتباط مطّلع شوم .
موفّق باشید .

1 آذر 1386 4:48 بֽظֽ

نوشته‌ی یه دوست قدیمیnfsg

تبریکات منو برا تمام اتفاقات خوب اخیر بپذیرید آقا!

3 آذر 1386 3:15 بֽظֽ

نوشته‌ی جويا

با سلام وعرض ادب خدمت شما هم وطن عزيز.براستي چرا بعضي از رسانه ها هدف اصلي خود رافراموش كرده به جاي اطلاع رساني صحيح وايجاد وحدت وارامش در كشور به دنبال ايجاد تفرقه و نفرتي كاذب بين ايرانيان هستند؟چرا مسئولين اين نوع رسانه ها فكر مي كنند حقيقت فقط نزد ايشان است و ايشانند كه درست فهميده اند و در سراسر ايران كسي بهتر از ايشان قادر به درك حقيقت نيست و هيچكس حق بيان ودفاع از خود را ندارد؟
آيا چون جامعه بهائي در مجلس ويا ارگان ورسانه اي نماينده ويامدافعي ندارد اين رسانه ها ازادند كه هرچه مي خواهند بنويسند ؟ ويك بهائي با مطالعه تهمت هاي روزنامه حق ندارد حرفي بزند ودفاعي كند ؟ چرا رسانه ها به جاي چاپ مطالبي كذب وبي ريشه مثل جاسوسي ويا خيانت كه حتي «مسئولين اطلاعاتي» كشور نيز كوچكترين سند ومدركي دررابطه با اين تهمتها در دست نداشته وندارند، قسمتي از صفحه خويش را به گفتمان اختصاص نمي دهند كه جامعه بهائي نيزدر ان صفحه به دفاع از نظرات واتهامات بپردازد كه اولا اين گفتمان نشاني باشد بر ازادي مطبو عات.دوما مردم بهتر حقيقت راتشخيص بدهند.ايا اين عمل زشت يعني دروغ پراكني تقرقه افكني وايجاد اشوب در يك كشور اسلامي جرم نيست ؟ وچرا رسانه ها نسبت به تهمت هائي كه به جامعه بهائي مي زنند نبايد به قوه قضائيه پاسخگو باشند؟ به همين دليل با راه اندازي وبلاگ ناقص خود سعي دارم پاسخي هرچند مختصروساده به آن اتهامات تكراري رسانه ها بدهم ودر واقع اين فاصله را كمتر كنم . لطفا بي هيج پيش داوري، مطالب وب را مطالعه بفرمائيد منتظر نظر و راهنمائي هاي شما مي مانم
http://jooyya.blogfa.com/

3 آذر 1386 9:59 بֽظֽ

ارسال نظر