« شبی که تب دارم | صفحهی نخست | به بارانی که در راه است »
این روزها که میگذرد...
جملهای که کاش مال من بود. مثل هر روز هست و نیست. سرم گیج رفته است. از این کوچهخیابانها، این آدمها که غریبهاند. دلشان جای دیگری نیست. چشمهایشان گرد میشود، بهت میکنند. یکجوریاند. مثل من که یک جوریام و جورم با کسی جور نمیشود این روزها که میگذرد.
من هم خیلی وقتها خودم را گذاشتهام پشت این چراغ قرمزها. خلقم فقط تنگ شده. بیهودگی را فرو دادهام توی پرتگاهی که اسمش ناخودآگاه است که آدم بالغ، عاقل، فکر نمیکند به این چیزها.
من از این آدمها چیزی نخواستهام که. حرفی زدهام؟ هیچ اعتراضی؟ اما حالا چیزی که ندارم یک آرامش کوچک است. مثل این زندگی که هر جور فکر کنی دارد تمام میشود، جز اینکه فکر نکنی و آن پرتگاه، آن سیاهچال خوب.
جز اینکه بخواهی من را فشار بدهی توی خیالاتت، درستهای خودت. و خدا را هم قاضی کنی این وسط که درستهای من اشتباهاند همیشهی خدا. و یک آرامش گنده داشته باشی. اندازهی خدایی که توی کلهات، توی همه جات لم داده آرام.
و مهربان، کوچکیام را نگاه میکنی که فشار میدهی و جا نمیشود توی فکرهات. و زور میزنی. من هم خسته شدهام.
بگذار مال خودم باشم وقتی پاهایم را دراز کردهام و به هیچ چیز نمیتوانم فکر نکنم.
این آسمان بسته مال من است، این زمین تنگ. ندیده بگیرم توی این شلوغی که برای خیال کردن هم میگویی صف ببندیم.
پشت چراغ قرمزها میخواهم پیش یک دریای آرام باشم این پاییز را. و شبها وقت بیخوابی همیشه یکی با کلت کمریاش شلیک میکند. قرمز میشوم و داغ. تمام میشود.
و خوابم میبرد.
سالار کاشانی 25 مهر 1386 10:53 قֽظֽ
نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/11
نوشتهی اون یکی
وبلاگ نو مبارک!
نوشتهی دلقک
...
نوشتهی داستانک
جا مانده ایم
یا باز منده، نمی دانم!
نوشتهی هلیا
یک آرامش کوچک...!
چیز کمی نیست سالار!!! تو بحبوحه نبود آدمیزاد...
چیز کمی نیست!
به خاطر بسپار اون چراغ قرمزها به دست زمان سبز نمی شن... به دست تو هم نه!!!
نمی دونم چه باید کرد...
یاحق
نوشتهی شاه رخ
. . . منو عمری توی کما بذاری !
نوشتهی هدی
یک آرامش کوچک ...
دریغ شده از چشم های بیدار و سَری که سِرها و رازهای مگو را جستجو کرده .
یک آرامش نیم بند ، حرام شده به چشم های غم خوار و مسئولی که درد مردم کوچه و بازارش تمام پرهای سپید کبوتر خوابش را سوزانده ...
نوشتهی شاه رخ
آه امیرزاده ی کاشی ها با اشک های آبی ات