صفحه‌ی نخست | رزومه‌ی اینترنتی، اعترافات اینترنتی »

15 مهر 1386

تو این غبار، تو این سکوت

پاییز برای من امروز شروع شد. امروز که هوا ابر، و باران اول افتتاحیه‌ی پاییز. مثل لحظه‌ی وصال. مثل ظهور موعود. برای مردن مثل امروزها بهترین وقت‌اند.


پاییزم را از امروز شروع می‌کنم، بعد چند سال خانه بدوشی و تنوع‌طلبی روی وب. پاییز خانه‌ی من است.


این روزها که ناچارم بیش‌تر کز کنم توی خودم. و به دلخوشی‌های کوچکم قانع باشم. به پاییزی که بیش و پیش‌ از آن‌که بیرون از من باشد در من است. بیرون دیگر هیچ‌چیز نیست. بن‌بست است.


امروز مبارکم باشد.

سالار کاشانی 15 مهر 1386 1:46 بֽظֽ

دنبالک

نشانی ارسال دنبالکURL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/8

نظرات

نوشته‌ی seyyed

خوشحال شدم که دوباره می نویسی... به امید این که این سالهای پائیزی تمام شود و البته اگر تمام شد یکسره بهاری شود چون دیگر رمقی برای زمستانی شدن نمانده است!

15 مهر 1386 3:36 بֽظֽ

نوشته‌ی هلیا

همه چیز بن بست است و گویا زندگی کفش تنگی ست که بر پا دارم...

سلام سالار
امید که در این روزای پایان ماه رمضون کوله بارت پر از اون چیزایی باشه که دوست داری.

خوشحالم که دوباره شروع کردی و دست به قلم شدی...
اینجا؛ این خونه ی نو رو بهت تبریک می گم...
امید که دل نوشته هات مرهم باشه برای هرچی درد دلهره آوره!!!
منم یه خونه جدید واسه خودم ساختم...
هرچند این روزا دو تا خونه داشتن یه کم توقع زیادیه اما انسان شناسان جوان هنوز برپاست...

دوست دارم مهمون هر دو خونم باشی.

سبز باشی
یاحق

15 مهر 1386 3:38 بֽظֽ

نوشته‌ی سیّد حمید میرهادی

سلام آقای کاشانی
تأسیس وبلاگ جدید را تبریک می گویم ؛
طرح و ایده جالبی دارد ؛
اتفاقا من نیز در update جدیدم که به زودی اجرا می شود ، مطلبی کوتاه با عنوان " غروب پاییز " مهیّا کرده ام ؛
برایتان آرزوی موفقیت دارم ؛
منتظر بازدید و نظراتتان هستم .

15 مهر 1386 3:41 بֽظֽ

نوشته‌ی ندا

مبارک است! بیرون که دیگر چیزی نیست. اگر آدم معتقد باشد که در درونش می تواند چیزی بیابد؛ موهبت بزرگی است...

15 مهر 1386 5:33 بֽظֽ

نوشته‌ی هدی

سلام و تبریک بابت منزل نو
پاییز گرچه فصل خیس و غمناکیه . حال و هوای مرگ داره و برگ ریزونه اما رنگارنگ و پر تجربه ست .
به هر حال لحظات پاییزی هم جزئی از زندگی ماست . یه تجربس . خیس و غمناک اما زیبا و رنگارنگ . پارادوکس عجیبیه . باید خیلی تاش کرد که به هر دو وجه پاییز امتیاز یکسان داد .
سلامتی آرزومندم

15 مهر 1386 8:28 بֽظֽ

نوشته‌ی هدی

سلام و تبریک بابت منزل نو
پاییز گرچه فصل خیس و غمناکیه . حال و هوای مرگ داره و برگ ریزونه اما رنگارنگ و پر تجربه ست .
به هر حال لحظات پاییزی هم جزئی از زندگی ماست . یه تجربس . خیس و غمناک اما زیبا و رنگارنگ . پارادوکس عجیبیه . باید خیلی تلاش کرد که به هر دو وجه پاییز امتیاز یکسان داد .
سلامتی آرزومندم

15 مهر 1386 8:28 بֽظֽ

نوشته‌ی رضا

خیلی مخلصیم.دلتنگتیم.هر چی بنویسی ما می خونیم حال می کنیم.

16 مهر 1386 0:46 قֽظֽ

نوشته‌ی میثم

مبارکه

16 مهر 1386 1:14 بֽظֽ

نوشته‌ی عظيم

سالار جان سلام
نوشته ات از چنان طراواتي خيس است كه حتي از خشكي كوير تمام صفر و يك هاي اين محيط مجازي مي گذرد و گونه ها را ترنم مي بخشد. خوشا به اين احساس و ...

17 مهر 1386 8:55 قֽظֽ

نوشته‌ی محمدرضا كاشاني

سلام
خوشحالم كه برگشتي.
دوباره زندگي...

17 مهر 1386 10:22 قֽظֽ

نوشته‌ی کاسه

مبارکا باشد

17 مهر 1386 10:40 قֽظֽ

نوشته‌ی محمد

شب بود، ماه پشت ابر بود،باران هم نم نم سرك مي كشيد.من بودم و تو...كه در فكر من بودي.
شب بود..
من بودم و تو.

17 مهر 1386 0:06 بֽظֽ

نوشته‌ی فاطمه

سلام.تبریک میگم. مثل همیشه سرشار از ایده های تازه.با اینکه اینجایی که من هستم فصل برگ ریزان نداره اما نوشتت برام خوب توصیفش کرد.

17 مهر 1386 0:14 بֽظֽ

نوشته‌ی ویرگول

وبلاگ نو مبارک سالار خان در پاییز پدر سالار!!!

17 مهر 1386 0:41 بֽظֽ

نوشته‌ی ویرگول

وبلاگ نو مبارک سالار خان در پاییز پدر سالار!!!

17 مهر 1386 0:43 بֽظֽ

نوشته‌ی 123

123

18 مهر 1386 11:14 قֽظֽ

نوشته‌ی احسان

سلام
خوبه يه جايي هست كه باز هروقت ميري بهش سر ميزني باهاش حال مي كني مهم نيست چي توش باشه يا حال خوم و خودت چي باشه
شايدم به اين خاطره كه كلن از اساس خودت با حالي
شايد به خاطر اينه كه آدماي با حال براي يه بار و هميشه به صورت اساسي تكليف اساس خودشون رو معلوم نمي كنن يا اصلا نمي تونن بكنن

چه مي دونم يه جورايي خوشحال شدم و يه جورايي غمگين
وبلاگت عينهو يه فنجون قهوه ي تلخه
از سيگار و قهوه ي تلخم نميشه گذشت

22 مهر 1386 5:04 بֽظֽ

نوشته‌ی sky

Well I’m confused. I don’t know what’s the problem here. What’s wrong. At first I thought it looked really smart, but I’m not sure any more

18 فروردین 1387 10:31 بֽظֽ

نوشته‌ی Dmitri

Hey guys! You know what I think? I think that all written here is bullshit, real lie. They are making us believe it’s true, they are trying to express it like it was in reality. Don’t believe it if you are not insane! There’s nothing special in this site, they just express regular news with unusual words. They can make something shocking out of anything! Don’t trust them!

21 فروردین 1387 1:37 بֽظֽ

ارسال نظر